دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
570
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
مقابله و رقابت با او نبود . شيوه پرداخت و پرورش معنى و مفهوم كه از سابق شروع شده بود در اين زمان جذابيت ويژهاى پيدا كرد . ساخت و پرداخت معنى : گسترش سبك هندى هنگامىكه بيان مستقيم انديشههاى ساده شاعرانه ، ديگر شاعر را ارضا نكرد ، ساخت و پرداخت معنى همچون ساخت و پرداخت عناصر صورى ، از مشغلههاى ذهنى او شد . خلاقيت و بداعت در مفاهيم شعرى اين دوره به انحاء مختلف خود را جلوهگر ساخت . يكى از شيوههاى معمول ، ارائه يك تشبيه و يا استعاره با يك پيچش جديد و يا ايجاد كنايههاى آن بود . مثلا حزين از استعاره پيشپاافتاده چهره يار و شمع ( نور ) و بازتاب نور شمع ( يعنى شعاع نور چهره او همچون نور شمع است - استعارهاى كه از كاربرد عمومى برخوردار بود ) بيت زير را پديد آورده است : عرق شرم فرو ريزدش از پيشانى * خجل از روى تو شد چهره نورانى شمع « 1 » در يك تشبيه و يا استعاره جديد در بيتى منسوب به صائب آمده است : چو طفل سوار به ميدان اختيار * در چشم خود سوار و ليكن پيادهايم « 2 » و يا بيت زير درباره مضمون مكرر شمع : چو شمع هركه افراشت گردن به افسر زر * در اشك خود نشيند بسيار تا به گردن « 3 » و نيز : گريه شمع از براى ماتم پروانه نيست * صبح نزديكست و در فكر شب تار خود است « 4 » صائب در بيتى ديگر « 5 » روزهداران را در هنگام ديدن هلال ماه و پايان ماه رمضان و رسيدن عيد فطر به شعرايى تشبيه مىكند كه مضمون تازهاى را پس از سالها تحقيق به كف آوردهاند : عشرت ما معنى نازك به دست آوردن است * عيد ما نازكخيالان را هلال اين است و بس « 6 » مورد سوم خواندن يك تفسير ساده غيرمترقبه در مورد يك پديده طبيعى ، يك واقعيت
--> ( 1 ) - حزين ، كليات ، ص 531 . سه غزل با رديف شمع كه در آن بازى با معنى و انواع استعارههاى شمع آمده است . ( 2 ) - در ديوان چاپ اميرى و يا برگزيده مؤتمن نيامده ، بلكه در جهانبانى ، ص 510 نقل شده است . ( 3 ) - صائب ، ديوان ، ص 749 . ترجمه آن از LHP ، جلد 4 ، ص 276 . ( 4 ) - صائب ، ديوان ، ص 349 . ( 5 ) - صائب ، برگزيده اشعار ، مؤتمن ، ص 222 ( در چاپ اميرى نيامده است ) . ( 6 ) - نازكخيالان ، از نظر ادبى يعنى افرادى كه داراى تخيل باريك و ظريف هستند .